پردیس شهید باهنر مرکزی (((((برادران)))))
دعای شریف ابی‌حمزه
جمعه ۱۲ تیر۱۳۹۴ ساعت 23:14 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

 

در دعای شریف ابی‌حمزه [میخوانیم‌]: اِرحَمنی صَریعاً عَلَی الفِراشِ تُقَلِّبُنی اَیدی اَحِبَّتی؛(۳) این حالتی که برای همه پیش می‌آید و شاید خیلی‌ها این حالت احتضار و لحظات نزدیکی مرگ را در دیگران دیده‌اند؛ من و شما در آن لحظات از خودمان اختیاری نداریم؛ هیچ‌کس در آنجا به ما نزدیک‌تر از خدا نیست. وَ نَحنُ اَقرَبُ اِلیهِ مِنکُم وَ لکِن لا تُبصرِون؛(۴) هیچ‌کس نمیتواند ما را در آن حالت، از آن ورطه‌ای که در مقابل ما است نجات بدهد، مگر عمل صالح و فضل الهی. عرض میکنیم در این دعا که «اللّهُمَّ ارحَمنی»؛ در آنجا ما را رحم کن. وَ تَفَضَّل عَلَیَّ مَمدوداً عَلَی المُغتَسَلِ  یُقَلِّبُنی صالحُ جیرَتی؛ در هنگامی که بعد از مرگ ما را غسل میدهند، خدای متعال در آن حالت، رحمت خود را، فضل خود را شامل حال ما کند و به ما ترحّم کند.

بی‌اختیار در اختیار دستهای غسل‌دهنده هستیم؛ این مال یکایک من و شما است؛ هیچ‌کداممان از این حالت دوری و فراغت نداریم؛ این برای همه‌ی ما پیش می‌آید. به یاد آن لحظه باشید.  


 

 

وَ تَحَنَّن عَلَیَّ مَحمولاً قَد تَناوَلَ الاَقرِباءُ اَطرافَ جِنازَتی؛ ما را بلند میکنند، سر دوش میگیرند، میبرند به سمت جایگاه همیشگی و ابدی ما. وَ جُد عَلَیَّ مَنقولاً قَد نَزَلتُ بِکَ وَحیداً فی حُفرَتی؛ ما را سرازیر قبر خواهند کرد. این یادآوری است؛ از این حالات نبایستی غافل بود؛ باید جلوی چشم ما باشد. اینکه سفارش میکنند به ما که به قبرستان بروید، به زیارت اموات بروید، یک علّت و وجه آن این است. بعضی بدشان می‌آید از اینکه کسی آنها را به یاد مرگ بیندازد؛ نه، این درمان است، این دارو است؛ علاج خودخواهی‌های ما، علاج غفلتهای ما، علاج هوسرانی‌های ما است. 

باشگاه معلمان جوان
پنجشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۴ ساعت 12:0 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

 

 

از دیده ره کوی تو با اشک بشویم
دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ساعت 10:16 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

 


موضوعات مرتبط: دانلود

"بهار آمد هوا..."
دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ ساعت 8:0 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

"بهار آمد هوا..."

بهار آمد هوا اینجا، پر از سور  و صفایی شد         خدایا باز هم   دل،     به   یاد او   هوایی  شد

تمام حس و حال من، به یک دیدن دگرگون شد        ولی حیفا   نفهمیدم،     که  یار  من  کجایی شد

وصال عشق خوشتر بود،برای هر کدام از ما        ولی در  حیرتم    گویا،   وصال   ما  جدایی شد

تمام   زندگی   من،  به لطف  و  مهربانی بود        چرا تنها به حال من، چنین  جورو    جفایی شد

فدایش  گشت  عمر  من،  به  پای عشق او اما        چه حسرت ها که عشق او،به دیگر کس فدایی شد.


موضوعات مرتبط: اشعار


“بانوی اساطیر .... "
یکشنبه ۷ تیر۱۳۹۴ ساعت 0:17 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

 

“بانوی اساطیر .... "

"بانوی  اساطیر   غزل  های  منی  تو"            در   عالم   دنیا   همه  دنیای  منی تو

امروز من این است که امروز تو هستم             فردای من این  است  که فردای منی تو

در زندگیم نیست امیدی به جز این حرف              مجنون  تو  من هستم  و  لیلای منی تو

هر جا بروی پیش  منی  آخر  عزیزم               چون قطره ی آبی که به  دریای منی تو

اینجا همه هستند ولی من به  سراغت                 یک روز رسد که  همه جویای منی تو

معنای من این گشته که شیدای تو باشم               این جمله چه زیباست که شیدای منی تو.

شاعر: بنیامین پاک سرشت

 

در قسمت موضوعات بخش اشعار چند شعر از بنیامین پاکسرشت قرار داده شده است و به مرور تکمیل خواهد شد.


موضوعات مرتبط: اشعار


دلم می خواهد
شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ ساعت 5:15 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )
دلم اضطراب روز اول می خواهد 

دلم دلتنگی روز ثبت نام  می خواهد

دلم دعوای پدر روز ثبت نام می خواهد

دلم باز نشدن کمربند تاکسی، روز اول می خواهد

دلم ترس از فیزیک و ادبیات می خواهد 

دلم حسن  بیگی ،تاریخ تخیلی می خواهد

دلم بهادرستانی و جعفری ، سرپرست می خواهد

دلم اموزش، یک دره می خواهد

دلم ازمایشگاه، بدون مواد می خواهد

دلم همه اش 10 نفر اخر هفته می خواهد

دلم ساعت 10:30 خوابیدن می خواهد

دلم صف کشیدن قبل کلاس می خواهد

دلم ترکیب اول اتاق 12 می خواهد

دلم کلاس رفتن از صبح تا شب ، حذف شدن می خواهد

دلم درس خواندن ، اتاق مطالعه  می خواهد

دلم جر و بحث ، مولایی و الحسینی می خواهد

دلم دعوا، بچه خیابون مشهد می خواهد

دلم فخاری ، کلاس اندیشه می خواهد

دلم کمالی نهاد و حیدری می خواهد

دلم امتحان، سالن ورزشی می خواهد 

دلم ترس و اضطراب امتحان می خواهد

دلم کمالی،کتابخانه می خواهد

دلم پرانتز باز پرانتز بسته می خواهد

دلم جشن پتو می خواهد

دلم فرار کردن از دانشگاه اخر ترم می خواهد

دلم دعوا می خواهد d: (میفهمی دعوا)

صرفا جهت اطلاع 1 (سری 2)
جمعه ۵ تیر۱۳۹۴ ساعت 9:36 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )


موضوعات مرتبط: در دقایقی که گذشت

....
پنجشنبه ۴ تیر۱۳۹۴ ساعت 20:34 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )
با سلام

با توجه به بازگشت بلاگفا به نسخه پشتیبان مطالب نویسندگان قبلی و پست هایی که حذف شده بودند دوباره بر روی وبلاگ قرار گرفته اند  و به جای نویسندگان فعلی نویسندگان قبلی وبلاگ قرار گرفته بودند در اسرع وقت  مطالب و نویسندگان و بخش پیوند ها را به حالت عادی برمیگردانیم.

باز آی
چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ ساعت 19:26 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )


موضوعات مرتبط: اشعار

برچسب‌ها: بنیامین پاک سرشت

پایگاه اینترنتی بسیج دانشجویی پردیس شهید باهنر
چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ ساعت 19:9 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

اردوی جهادی
چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ ساعت 19:8 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )
به اطلاع دانشجویان عزیز می رساند  اردوی جهادی عمرانی - فرهنگی در شهریور ماه  تابستان سال 1394 در شازند و خمین برگزار می گردد لذا علاقه مندان به شرکت در اردو می بایست جهت ثبت نام به افراد ذیل مراجعه نمایند و فرم مربوطه به ثبت نام را تکمیل نمایند .

آقای علی رضایی 09187659770

آقای محمد مدنی 09182868700
 
در سالی که گذشت
چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ ساعت 19:7 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )



در دقایقی که گذشت
چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ ساعت 18:24 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )
چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ ساعت 18:14 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

"مقام معلم"
پنجشنبه ۷ خرداد۱۳۹۴ ساعت 0:19 | نوشته ‌شده به دست حمید شوکتی بصیر | ( )

 

"مقام معلم"

اولین درس  ادب  از  درس   انشای   تو   است       ای معلم  درس عشق   از مشق املای تو است

می شود امضای تو رویای یک کودک به خواب       در  همه  رویای  کودک  فکر امضای تو است

ای معلم   از  الفبا   تو   به    ما    گویی   ولی       این  الفبا  هم  به  حیرت  از الفبای    تو  است

کودک   شیرین   زبان   قصد   محبت   می کند       روی یک کودک به سمت روی زیبای تو است

هر نفس که می کشی دارد   چو تاثیرش  به  ما        زندگی این  جهان  هم  در  نفس های  تو است

جویبار   زندگی    می جوید   از  علم   تو  باز       علم تو هم  در  همه  دنیا  به جویای    تو است

من که  باشم  که  کنم  توصیف  تو  اینجا  ولی        هر  که  خواهد  علم  تو  روبه تماشای تو است.

شاعر: بنیامین پاک سرشت     


موضوعات مرتبط: اشعار


 
درباره ما
دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی
لینکستان
آخرین مطالب
ديگر موارد





Powered by WebGozar